استاد اصغر روفه گر حق بسال 1302 در شهر تبريز در خانواده اي كه با حرفه  رفوگري گذران زندگي مي كردند، بدنيا آمد و از همان اوان كودكي با اين حرفه انس گرفته و بعد از پدرش در نزد اساتيد آن زمان ازجمله مشهدي حسين آق باش مشغول به كار شده است. وي شروع بكار خود را از چهارده سالگي ذكر مي نمايد و معلومات مهارتي خود را  نزد برادر بزرگش ميرزاآقا تكميل مي نمايد. بعد از آن با جديت  و علاقه اي كه به اين هنر داشته با بكارگيري ابتكارات خاص و استعداد بالقوه موجب ابداع برخي از ابزارآلات رفوگري ازجمله قلاب پشت گرديده است. وي به غير از رفو گري در رشته بافندگي و رنگرزي داراي مهارت و تجارب ارزنده اي ميباشد و همواره در عالم فرش از  مرمت كاران سرآمد و صاحب سبك بحساب مي آمده است. وي شاگردان بسياري را تربيت نموده كه هركدام از آنان در نوبه خود از اساتيد اين حرفه بشمار مي روند. مي توان  از وي بنام  پدر رفوگري  تبريز ياد كرد. چراكه ترويج آن بيشتر از اين خانواده صورت گرفته است. بجز برادر زادگانش ،چهار فرزند وي به نامهاي: رسول، رحيم، كريم  و محمود از استادكاران خبره اين حرفه بحساب مي آيند و استاد اصغر روفه گرحق در مقام يك مرمت كار چيره دست تاكنون دهها اثر نادر و تاريخي را مرمت و احيا نموده است كه هركدام جزء آثار ملي و فرهنگي اين ديار در مراكز موزه اي خودنمايي مي كند. وي اكنون بعلت كم سويي چشم از توان كار محروم گرديده ، مي گويد : اگر روزي بينايي خود را باز يابم قصه دل انگيز سوزن و انگشت را دوباره خواهم سراييد:از رنج پاره دوختن و زحمت رفو                       خونابه دلم ز سر انگشتها چكيد.
برايش عمري پر سعادت آرزومنديم .